تِرِشه

تِرِشِه به گویش اردکانی راه باریکی را گویند که بین کرت ها (زمین کشاورزی) فاصله انداخته است

تِرِشه

تِرِشِه به گویش اردکانی راه باریکی را گویند که بین کرت ها (زمین کشاورزی) فاصله انداخته است

قبل از انقلاب کاشت پسته ممنوع بود!

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۸ ق.ظ | ۰ نظر

راوی می‌گوید امام کاظم علیه‌السلام را دیدم و در حالی‌که عرق، پاهای مبارکشان را فراگرفته بود، در مزرعه خود کار می‌کنند. عرض کردم خدمت‌گزاران کجایند؟ فرمودند: «کسانی که بهتر از من بودند با دست خود در زمین کار می‌کردند؛ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، امیرالمؤمنین علیه‌السلام و تمام پدرانم همه خودشان کار می‌کردند. کشاورزی کار پیغمبران و اوصیای آن‌ها و بندگان صالح است».(آثارالصادقین، ج7، ص347)

حجت‌الاسلام سیدعلی بهجتی، طلبه‌‌ی کشاورزی است که هنوز در سن 79سالگی کشاورزی می‌کند. او بیش از سی‌سال امام جماعت مسجدالرسولِ جنت‌آباد بود و فضای کوچک این مسجد را، با حضور معنویِ خودش رونق‌ می‌بخشید. به همراه دوستانِ طلبه‌اش یکی از باسابقه‌ترین و طولانی‌ترین بحث تفسیر قرآن را پایگذاری کرد؛ مباحثه‌ای که زبانزد هر طلبه‌ اردکانی است؛ مباحثه‌ای که بیش از بیست‌سال ادامه داشت.

از حجت‌الاسلام سیدعلی بهجتی درخواست مصاحبه کردم. کتاب‌خانه حوزه علمیه اردکان، شد قرار مصاحبه ما. با ایشان که گفت‌وگو می‌کردم در سوگ از دست‌دادن همسر نشسته بود. اما حالا که این مصاحبه منتشر می‌شود، داغ جوانِ طلبه‌ فاضلش،‌ حجت‌الاسلام سیدمجتبی بهجتی را نیز بر دل دارد. خدا ایشان را و همه اموات این خانواده را غریق رحمت خود قرار دهد. گفت‌وگوی ما  در یکی از روزهای گرم و سوزانِ تیرماه انجام شد و هم‌اکنون در یکی از روزهای سردِ پاییزی منتشر می‌شود. آن‌چه می‌خوانید مشروحِ گفت‌وگو با این روحانی‌ِ ساده‌پوشِ اردکانی است.

 


دوران کودکی و آغاز طلبگی

در ابتدا خودتان را معرفی کنید.

بنده سیدعلی بهجتی هستم و متولد سال 1316. اهل اردکانم. تا ‌پانزده‌سالگی به دنبال پدر بودم و کشاورزی می‌کردم. سنه 1330 مکتب حاج‌عباس حسین‌زاغ می‌رفتم؛ سرمحله تیرون. قرآن می‌خواندیم. [ملا] مشق‌مان می‌داد. حساب سیاقی هم یاد می‌‌گرفتیم؛ هنوز یادگاری‌اش را دارم. شیخ محمد صحرایی همیشه دم مسجد کوشکنو دوره‌گیری می‌کرد؛ یک‌بار در مسجد به پدر ما پیشنهاد داد که پسرت بیاید مدرسه علمیه درس بخواند. تقریبا پانزده‌شانزده سالگی آمدیم مدرسه علمیه. بعدازظهرها می‌آمدیم مدرسه. صبح‌ باید به همراه پدر می‌رفتیم کشاورزی، و بعدازظهرها، دوسه‌ساعت به غروب در درس شرکت می‌کردیم. آشیخ غلام‌حسین [واعظی] بعدازظهرها به ما درس می‌داد؛ درس نصاب.

 

حوزه علمیه قدیم و طلبه‌های آن

آن‌وقت حوزه دایر بود؟

دایر بود. بله.

حوزه را بازسازی نکردند بودند؟

نه، همان [حوزه] قدیمی بود. با پله می‌رفت پایین و میان حوزه آب جاری بود. این‌طرف و آن‌طرف حوزه هم اتاق بود و طلبه‌ها هم بودند.

کدام طلبه‌ها در مدرسه علمیه اردکان بودند؟

ده‌پانزده نفر بودند؛ آشیخ‌محمود فاضل، آشیخ‌غلام‌حسین شریف‌آبادی که هنوز زنده است. دو نفر از طلبه‌ها بلوکی‌ بودند: آشیخ‌عبدالحسین و آشیخ‌جلیل ترک‌آبادی. برادران محیطی بودند: آشیخ‌علی و آشیخ‌رضا. آشیخ‌محمد جانبانی بود. آسیدمهدی بود. حاج عبدالرسول بود که تقریبا اول انقلاب فوت کرد. این‌ها طلبه‌های قدیمی بودند.

 

اساتید حوزه علمیه اردکان

گفتید نصاب را پیش آشیخ‌غلام‌حسین خواندید. درس‌های دیگر را نزد چه اساتیدی خواندید؟

بیشتر طلبه‌ها نزد آسیدمهدی درس می‌خواندند؛ مغنی‌اللبیب، لمعه، اُنموزج و سیوطی را پیش ایشان خواندیم. آیت‌الله خاتمی هم ریاض می‌گفت؛ توی این اتاق [محل نگهداری نسخه‌های خطی حوزه علمیه]. طلبه‌ها، همه به درس او می‌رفتند. آسیدمهدی و حاج شیخ‌عبدالرسول و... می‌نشستند پای درس خاتمی. درس ایشان ادامه داشت تا این‌که سال پنجاه‌وهفت انقلاب شد.

 

برنامه حوزه علمیه اردکان

در این مدت یعنی از سال 1330تا 57 شما درس می‌رفتید؟

تقریبا بله؛ کشاورزی هم می‌رفتیم و بعدازظهرها در درس شرکت می‌کردیم. بعد دیگر کلاس‌ها صبح برگزاری می‌شد. دوسه ساعتی می‌آمدیم درس، بعد آزاد بودیم و می‌رفتیم. آقای خاتمی ساعت هشت، هشت‌ونیم می‌آمد درس می‌گفت و بعد از اتمام درس می‌رفت.

کلاس‌ها هر روز دایر بود؟

به جز پنج‌شنبه و جمعه هر روز کلاس برگزار می‌شد و تعطیل نمی‌شد. انقلاب که شد شرایط تغییر کرد. خاتمی که امام‌جمعه شد، درس او هم تعطیل شد.

 

شروع بحث تفسیر

آقای محیطی و... پیشنهاد دادند یک بحث تفسیر شروع کنیم؛ تفسیر المیزان. آشیخ‌رضا، آشیخ‌جلیل و حتی شیخ‌شاکری هم تا قبل از فوتش بود، خدا رحمتش کند. آقای پیشوایی هم می‌آمد؛ خدا بیامرزدش.

آشیخ‌محمد ده‌آبادی، آشیخ‌عبدالحسین و آشیخ‌محمد فلاح هم بودند؛ آن‌ها مال ده‌آباد بودند و می‌آمدند پای بحث تفسیر. یکی دو ساعتی تفسیر مباحثه می‌کردیم. قبل از مباحثه، مطالعه می‌کردیم. هر کدام اشکال و ایرادی داشتند در مباحثه بررسی می‌کردند.

متن عربیِ تفسیر را‌ مباحثه می‌کردید یا فارسی؟

عربی. فارسی نبود اصلا.

قبل از انقلاب تفسیر را شروع کردید یا بعد از انقلاب؟

بعد از انقلاب. تا این‌که انقلاب شد و خاتمی امام جمعه شد؛ دیگر «وقتی» که بخواهد درس بدهد نبود. درس دیگری هم نبود؛ پیش آسیدمهدی لمعه تمام کرده بودیم و درسِ دیگر نمی‌داد. کسی دیگر نبود که درس بالاتر بدهد؛ اما تفسیر همین‌جور ادامه داشت. ادامه داشت تا چهار سالِ پیش؛ که آشیخ‌رضا خدا رحمتش کند فوت کرد. این‌بار دیگر برای بحث تفسیر هم کسی نبود. بحث تفسیر هم تعطیل شد.

این اواخر با چه کسانی تفسیر بحث می‌کردید؟

آشیخ‌رضا بود، آشیخ علی بود، و آقای پیشوایی هم خدارحمتش کند می‌آمد.

شما چهار نفر بودید؟

خیال نمی‌کنم کسی دیگر بود.

چند دفعه تفسیر را دوره کردید؟

من یادم است که یک‌بار دوره کردیم. دور دوم بودیم که دیگر آشیخ‌رضا فوت کرد و...

دور دوم تا کجا رسیدید؟

تا نصف قرآن رسیده بودیم. هر روز تقریبا یک‌ورق مباحثه می‌کردیم. بعضی از اشکالات را می فهمیدم، بعضی‌ش را نمی‌فهمیدم. بالاخره آشیخ‌رضا که فوت کرد دیگر تفسیر هم تعطیل شد. پیشوایی هم که یک سال بعدش فوت کرد. آشیخ‌علی هم گفت من مریضم و نمی‌توانم. حالا هنوز خانه‌نشین است و نمی‌تواند راه برود. اطلاعات جامع‌تر اگر بخواهید، آشیخ‌علی حافظه‌اش قوی‌تر است.

انقلاب که شد، دیگر وضع، وضع دیگری شد. شرایط تغییر کرد. حالا دوباره درس‌وبحث‌ها سروسامان گرفته است؛ بچه‌ها استاد دارند و درس می‌خوانند.

 


وظیفه طبلگی

شما در این مدت چه کار می‌کنید؟

مدتی نماز داشتیم، می‌رفتیم.

کجا؟

مسجدالرسول. از قدیم، از قبل از انقلاب تا پارسال مسجد می‌رفتم؛ حدود سی سال. مسجد، اول کوچک بود. حالا مسجد بزرگی ساختند. از اول دی چشمم نمی‌دید. رفتم تهران و عمل کردم. دیگر به‌خاطر درد پا و مشکلاتی که داشتم، نرفتم. تا پارسال دو وعده مسجد می‌رفتم.

ظهروشب؟

ظهروشب آن‌جا می‌رفتم. دو سالی بود که دعای ندبه راه انداخته بودند. صبح‌های جمعه هم می‌رفتم نماز می‌خواندم. یادم است از اول انقلاب تا پارسال می‌رفتم. حالا پیش از انقلابش دیگر یادم نیست؛ یک سال بود یا دو سال.

کار تبلیغی و مسجد از اول انقلاب شروع شد؟

از اول انقلاب.

قبلش فقط درس می‌خواندی؟

قبلش مدرسه بودیم و درس می‌خواندیم.

مسأله شرعی هم می‌گفتید؟

مسأله می‌گفتم. منبری نشدیم. به سؤالات شرعی که می‌پرسیدند جواب می‌دادم.

 

ازدواج

شما چه سالی ازدواج کردید؟

سال 45؛ فروردین 45. همین آشیخ‌محمد صحرایی دلال ما بود! این‌جا معرفی‌مان کرد و بچه‌ها هم قبول کردند و آمدند و...

خدارحمتشان کند.

بالاخره فروردین 45 ازدواج کردیم. آن‌وقت رفتیم پیش آسیدمهدی. آسیدمهدی هم پیش‌نماز مسجد چرخاب بود.

 

روضه‌های قدیم

قدیم‌ها روضه‌ها زیاد در مسجد نبود. روضه در خانه‌ها بود. شب‌ها هر محله‌ای یکی دو خانه روضه هفتگی داشتند. بعد انقلاب که شد، دیگر روضه‌ی خانه‌ها تعطیل شد. حالا مراسم (پرسه و هفت و سال و هرچه هست) در مسجدهاست. دیگر در خانه‌ها خبری نیست.

دیگر مراسم آمده در مسجدها. ولی روضه‌های خانگی هم گاهی در خانه‌ها برگزار می‌شود.

حالا اگر زنانگی باشد؛ زنانگی بعضی‌جاها هست؛ خیلی کم است ولی.

 

یادی از آسیدمهدی حسینی‌نژاد

خاطره‌ای از آسیدمهدی دارید؟ از درس و بحث و از اخلاق و منش‌شان؟

درسش می‌رفتم. وقتی هم که داماد شدم درس می‌گفت؛ لمعه می‌گفت. پیش‌نماز بود؛ ظهروشب مسجد چرخاب پیش‌نماز بود.

می‌گویند خیلی مثنوی می‌خواند و به آن علاقه داشت.

مدتی هم با آقای شاکری دو نفری مثنوی مباحثه می‌کردند. (نمی‌دانم، شاید یک‌نفر دیگر هم بود) بعدازظهرها یک ساعت به غروب با آقای شاکری شعر مثنوی می‌خواندند و حکایات را معنی می‌کردند.

آسیدمهدی به مسائل شرعی مسلط بود.

آسیدمهدی مسأله خوب می‌گفت. در همه مسائل وارد بود. حتی آقای خاتمی گاهی اگر در مسأله‌ای گیر می‌کرد، می‌گفت بروید پیش آسیدمهدی بپرسید، حتی مسأله ارث. مشکل‌ترین مسأله در لمعه، مسأله ارث، مسأله شیر و مسأله حج بود. مسأله‌های دیگر مثل نماز و... راحت بود. آسیدمهدی هم مطالعه می‌کرد و هم حافظه‌ خوبی داشت؛ به خاطر همین به همه جزئیات مسائل وارد بود و راحت به سؤالات جواب می‌داد.

 

یادی از آیت‌الله خاتمی

از آقای خاتمی که کلاسش می‌رفتید خاطره‌ای دارید؟

می‌گویم که، تا قبل از انقلاب درس می‌گفت؛ می‌رفتیم پای درسش. حدود ده‌ نفر بودند؛ محیطیان، آشیخ‌غلام‌حسین، آشیخ‌جلیل، آشیخ‌محمد موسوی، آقای شاکری، آشیخ‌محمد صحرایی، آسیدمهدی، آقای سپهری. ده‌پانزده نفر بودند. تا انقلاب؛ انقلاب که شد دیگر درس تعطیل شد. خاتمی که رفت امام جمعه و تظاهرات و برووبیا و... دیگر اصلا مدرسه نمی‌آمد. پاسدار داشت و نمی‌گذاشتند هرجا می‌خواست برود و بیاید. پاسدارش پسر حاجی‌مهدی نیک بود؛ حاجی محمد. هرجا می‌رفت او همراهش بود. آقای صدوقی که فوت کرد -خدا رحمتش کند- امام(ره)، آقای خاتمی را به یزد منتقل کرد. دیگر رابطه‌اش با اردکان کم شد. آقای خاتمی -خدا رحمتش کند- مرض قند هم داشت. قبل از انقلاب، اردکان که بود، یکی‌ دو سالی صبح‌ها پیاده‌روی می‌کرد؛ اذان صبح، که تقریبا کسی نباشد. بعد هم می‌رفت مسجد کوشکنو نماز می‌خواند. یزد که رفت دیگر همه چیز، درس و پیاده‌روی و... تقریبا تمام شد.

درس و بحث شما هنوز ادامه دارد؟

نه دیگر، خلاص است.

در خانه مطالعه داری؟

در خانه کمی مطالعه می‌کنم.

چه چیز مطالعه می‌کنی؟

تفسیر، لمعه و.... . روزی یکی ‌دو ‌ساعت مطالعه می‌کنم

کتاب‌های تاریخی می‌خوانی؟

تاریخ زیاد نمی‌خوانم. منبری که نبودم. کسانی که منبری هستند، [می‌خوانند]. خدا رحمتش کند آقای خاتمی تاریخ خوب می‌گفت. محرم و صفر که مسجد کوشکنو منبر می‌رفت، تاریخ عاشورا می‌گفت. بعضی‌وقت‌ها مختارنامه می‌خواند. منبرش هم شلوغ می‌شد. حافظه عجیبی هم داشت. خاتمی بیان خوبی هم داشت. یک ساعت منبر می‌رفت. مسجد هم (که کوچک‌تر بود) پر می‌شد. حالا مسجد را بزرگ کردند.

شما از وقتی که طلبه شدید کشاورزی‌تان را هم ادامه دادید؟

کشاورزی هم‌چنان ادامه دارد. همین‌جور هم کشاورزی داریم.

پس در حین طلبگی کشاورز هم بودی؟

در کنارش هم کشاورزی می‌کردم.

اوضاع کشاورزی قبل از انقلاب

چه چیزی می‌کاشتی؟ پسته داشتی؟

اول‌که این‌جا پسته نبود. انقلاب که شد کاشت پسته عمومی شد. اوایل، رعیت‌ها بدبخت و بیچاره بودند. نمی‌گذاشتند پسته بکارند. ایران زیر استعمار انگلیس بود. بعد رفت زیر استعمار آمریکا. بالاخره برای هر کشونی یکی‌ دو تا ریش‌سفید معین می‌کردند. هرچه ریش‌سفید می‌گفت، مردم باید قبول می‌کردند. دهشون [دشتبان] و هادرون [نگهبان] و همه این‌ها، اختیار، او داشت. این‌ها وابسته به آقایان [اشراف] چرخاب بودند؛ مثل ضیایی و چهار پنج ‌نفر دیگر. این‌ها دیگر رکن اردکان بودند و هرچه می‌گفتند امضا بود. دیگر کسی نمی‌توانست مخالفت کند.

کِشونِ علی‌آباد که ما داشتیم، حاجی‌علی‌اکبر، پدر آغ‌بابای همین حاجی‌محمد نیک[پاسدار خاتمی] ریش‌سفید آن‌جا بود. می‌گفت پسته عمل نیاورید، از بالا دستور آمده. می‌گفتند پسته مال اشراف‌هاست. مالِ متموّل‌ها و کارمندهاست. همه‌ی علی‌آباد، یک شب‌اندروزش پسته‌زار بود. این هم مال اعیان‌ها بود و کسی جرأت نمی‌کرد متعرضش بشه. دیگر بقیه نمی‌گذاشتند [پسته بکارند]. باید همان جو بکارند و کلوزه و رناس و گندم؛ صبح تا شب زحمت بکشند و قوت لایموتی بخورند. نمی‌گذاشتند. انقلاب که شد دیگر قدرت‌ها تمام شد؛ قدرت ریش‌سفیدی و همه‌چیز تمام شد. تقریبا حالا سی‌وپنج سال است همه‌جا پسته کردند؛ همه کشون‌ها. 

شما هم پسته کاشتید؟

دیگر چاره‌ای نبود. تقریبا حالا سی‌وپنج سال است همه کشون‌ها را پسته کردند. حالا تقریبا وضع مردم به‌خاطر پسته بهتر شده. باز اردکان مشکل آب دارد. خب همه‌ی کشون‌ها پسته [کاشتند]، زمین‌ها هم آب می‌خواهد. معلوم نیست مشکل آب کی حل شود. اگر مشکل آب حل نشود اصلا تمام زحمت‌هایی که کشیدند هدر می‌رود. همه خشک می‌شود.

 

سیاست استعماری

[کشورها] زیر نظر استعمار بودند. گفتند این‌ها بروند پسته عمل آورند. تک‌محصولی هم می‌شوند. درخت هم که آب می‌خواهد. دست‌وپای درخت هم که دیگر چیزی نمی‌شود کاشت. مجبورند آب در پسته کنند. پسته‌ا‌ش هم که به ثمر می‌رسید اگر می‌خواستند صبح می‌خریدند؛ به ‌هر قیمتی که می‌خواستند. هروقت هم نمی‌خواستند نمی‌خریدند؛ می‌گفتند داشته باشید!  

پسته ارزان بود. احمدی‌ن‍ژاد که آمد «یخره وضع بازار همُش‌کَنْد» [وضع بازار را تغییر داد]؛ وگرنه قبل از او (زمان خاتمی و ...) پسته پنج‌تومان تا هفت‌تومان بود. به ده تومان هم رسید. احمدی‌نژد که آمد، نمی‌دانم سیاستش چه بود مشتری داشت یا... بالاخره پسته را گران کرد، زمین‌ها را گران کرد و اصلا همه چیز را گران کرد. حالا هم همین‌طور می‌خواهند جلوی تورم را بگیرند مشکلات دیگری پیدا کردند؛ پول‌ها را می‌کشند، ‌می‌خواهند جلوی تورم را بگیرند. نمی‌شود. این‌جوری نمی‌شود جلوی تورم را بگیری. پول‌های مردم توی بانک‌ها، که الان داد همه‌شان درآمده...

حالا این سرگذشت ما. این اطلاعاتی که ما داشتیم همین است دیگر.

سلامت باشی. خیلی استفاده کردم.

حالا تقریبا وضع مردم به‌خاطر پسته خوب است؛ اگر خوب بخرند. اگر هم نخرند دوباره مشکل بیشتر می‌شود.

 

یک تجربه

شما با این سن‌وسال تجربه زیادی دارید. در آخر گفت‌وگو یکی از تجربه‌هایتان را، که برای ما و جوانان درس‌آموز باشد بگویید تا استفاده کنیم.

من هیچ‌وقت نسیه نمی‌خرم. به مقدار پولی که داشتم، می‌خریدم. اگر هم پول نداشتم، نمی‌خریدم. خلاص. هیچ‌وقت هم مشکل مالی پیدا نکردم؛ چون «همیشه نمور زیر سبیل خود بود». مثلِ معروف بود. نسیه نمی‌خرم که چک بدهم و مشکلات برایم درست شود.

یعنی تو این مدت که 9 فرزند بزرگ کردی با مشکل مالی مواجه نبودی؟

 نه، هیچ‌وقت مشکل مالی نداشتم. هیچ‌وقت قرضی نداشتم؛ که طلبکار بیاید پول بخواهد و‌ نداشته باشم. نداشتم نمی‌خریدم.

خیلی خوشحال شدم و خیلی ممنونم از این‌که وقت‌تان را در اختیار من قرار دادید.

  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

آیت‌الله بهجت فرمودند نظرات زعیم باید اعمال گردد او گزافه نمی‌گوید

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی در جلسه طلاب و فضلای اردکانی مقیم قم، با بیان این‌که همه انسان‌ها مورد امتحان الهی قرار می‌گیرند، اظهار داشت: در ابتدای تاریخ اسلام آیات قرآن در مدح کسانی نازل شده که در جنگ بدر، احد، خیبر، حنین و دیگر جنگ ها شرکت کردند و از یاران پیامبر و مجاهدین در راه اسلام بودند؛ ولی بعد از امتحانات الهی، غربال شدند و به جایی رسیدند که وقتی پیغمبر از دنیا رفت بسیار منحرف شدند،  این در حالی است که بقیه‌ مسلمانانی که حق را یاری نکردند، انقلابی و از یاران صمیمی پیامبر بودند.

وی با اشاره به آیه «الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً » تأکید کرد: این آیه جز محکمات قرآن کریم است و همه، بدون شک امتحان می‌شویم و هیچ کس از این قاعده مستثنی نیست؛ حتی پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع). در این امتحانات عده‌ای رد و عده‌ای قبول می‌شوند.

استاد حوزه علمیه قم با بیان این‌که معنای شیعه در اصطلاح علم کلام با معنایی که اهل بیت(ع) می‌گویند متفاوت است، خاطرنشان کرد: در علم کلام شیعه به کسی گفته می شود که بعد از پیامبر، امیرالمومنین را امام بداند؛ ولی در دیدگاه اهل بیت(ع) اصلا شیعه به این معنا نیست؛ روایاتی که درباره صفات شیعه داریم به قدری زیاد است که مرحوم شیخ صدوق آن‌ها را در یک کتابی به نام «صفات الشیعه» جمع کرده است.

وی با اشاره به یکی از روایات این کتاب که به حد تواتر نیز رسیده است، گفت: عده‌ای از ایران بعد از حج برای زیارت امام رضا(ع) به مدینه رفتند. وقتی رسیدند، درب منزل حضرت را زدند و به  غلام حضرت گفتند که به آقا بگویید عده‌ای از شیعیان شما آمدند؛ غلام وقتی برگشت گفت حضرت اجازه ورود نمی‌دهند. در این روایت آمده است که آن‌ها تا سی روز به منزل حضرت رفتند و همین جواب را ‌شنیدند.

حجت‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی افزود: این گروه بعد از گذشت سی روز به غلام حضرت گفتند به آقا بگویید ایراد ما چیست؛ آن روز حضرت اجاز ورود دادند و بسیار از آن‌ها استقبال کردند. حضرت فرمود شما می‌گویید یک عده از شیعیان شما هستیم، ولی صفات شیعیان را در شما نمی‌بینم. در ادامه حضرت صفات شیعیان را بیان می‌کنند.

وی در تحلیل این روایت بیان داشت: این زوار معتقد به عصمت امام بودند و می‌دانستند که حضرت اشتباه و خطا نمی‌کنند، اما در عمل اشکال و اشتباه را از حضرت می‌دانستند و حتی یک‌بار نگفتند شاید اشتباه و خطا از ما باشد؛ تا این‌که بالاخره بعد از گذشت سی روز گفتند شاید تقصیر از ما باشد که حضرت ما را راه نمی‌دهند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم اظهار داشت: این‌که ما محب اهل بیت(ع) باشیم، بسیار طبیعی و کار حداقلی است؛ چون خداوند افراد را به‌گونه‌ای آفریده که از روی فطرت، کمالات انسانی را دوست دارند و چون اهل بیت(ع) بالاترین کمالات را دارند، هر انسانی با هر کیش و مذهب و آیینی که باشد وقتی با وجود مقدس آن‌ها آشنا شود، عاشق و محب اهل بیت(ع) می‌شود.

وی با بیان این‌که اهل بیت(ع) فرمودند اگر محاسن کلام ما را به مردم بگویید، ما را دوست خواهند داشت، ابراز داشت: هر کسی متخصص در هر علمی که باشد، وقتی با اهل بیت(ع) آشنا می‌شود، محب و دوست‌دار آن‌ها خواهد شد؛ آنتونی رویس که یکی از فلاسفه مشهور آمریکاست، استادِ فلسفه‌ غرب من در آمریکا بود، او می‌گفت من هیچ دینی ندارم؛ ولی این فرد شاید بیش از ده بار به من گفت: «می‌دانی من به امام علی عشق می‌ورزم؟»

استاد حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنانش درباره لزوم تبعیت از ولایت فقیه، با اشاره به روایت امام باقر(ع) مبنی بر«من کان لله مطیعا فهو لنا ولی و من کان لله عاصیا فهو لنا عدو» تأکید کرد: خیلی‌ها در حرف معتقد به ولایت فقیه هستند، ولی در عمل، کاملا برعکس عمل می‌کنند. برخی می‌گویند امرِ ولیّ، ارشادی است نه مولوی، در حالی که هیچ تخصصی در شناختن امر مولوی و ارشادی ندارد.

وی ادامه داد: برخی به خاطر هم‌شهری‌بودن، چشم‌و‌هم‌چشمی، نفهمیدن، به‌خواب‌زدنِ خود، وام‌داربودن به فرد یا حزبی، به راحتی با ولایت فقیه مخالفت می‌کنند؛ برخی هم می‌گویند اگر ولی می‌فهمد ما هم می‌فهمیم و نظری داریم و نظرمان با ولی متفاوت است؛ در حالی که ولی بهتر از من و شما می‌داند در چه مسأله‌ای ورود پیدا کند و اگر ورود پیدا کرد، حرف همان است.

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت: برخی تا آن‌جایی حرف رهبری را قبول دارند که رهبری حرف آن‌ها را بزند، ولی وقتی سر دوراهی می‌رسند، ‌خودشان هر کدام آقا هستند.

استاد اخلاق حوزه علمیه خاطرنشان کرد: بعضی‌ها تعصبات بی‌جایی دارند، در حالی که در مدت کوتاهی چند بار نظرشان را تغییر می‌دهند یا اصلاح می‌کنند، اما حاضر نمی‌شوند از حرف خودشان بگذرند و حرف ولی را گوش کنند.

وی بیان داشت: آن روز طبق محاسبات انجام شده به پول امروز با حدود 15 میلیارد برخی فرماندهان سپاه امام حسن مجتبی(ع) را خریدند، اما امروز نماینده مجلس را برای این‌که به یک وزیر رأی اعتماد بدهد با 5 میلیون تومان می‌خرند، حالا ببینید اگر 15میلیارد تومان به نماینده بدهند چه کار می‌کند؟

حجت‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی ضمن ابراز تأسف از رواج روحیه تسامح و تساهل غربی در برخی افراد، ابرازداشت: حقایق عالم و عقاید و باورهای مان را به شوخی گرفته‌ایم، در حالی که شوخی بی‌خود و احمقانه‌ای است.

وی در پایان درباره تردیدهایی که دوره قبل برای ورود به مجلس شورای اسلامی داشت، به نامه‌ای که به آیت‌الله بهجت(ره) داده بود و جواب معظم له اشاره کرد و گفت: ایشان با این مضمون نوشته  بودند: «ورود به مناصب عالیه، متوسطه و دانیه، اگر بدانی که به معصیت می‌افتی حرام است. اما نظرات زعیم باید اعمال گردد و او گزافه نمی‌گوید. نمایندگان باید با نظرات او آگاه شوند، باید عده‌ای بیانات ایشان را بگیرند و بفهمند و با استدلال و منطق به دیگران تبیین کنند».

منبع: خبرگزاری رسا












  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

پاسخ استاد حوزه علمیه به یک نامه

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | دوشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۵۹ ب.ظ | ۰ نظر

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، حجتالاسلام والمسلمین نائینی استاد حوزه علمیه در پاسخ به نامه‌ مجید خرازی که از وی خواسته بود در همه مسائل اجتماعی موضع‌گیری کند، نوشت: در بسیاری از مسائل اظهارنظر نمی‌کنم چون اطلاع کافی ندارم و اعتمادی به خبرهای برخی رسانه‌ها ندارم.

متن این نوشتار که در کانال استاد نائینی منتشر شده بدین شرح است:


برای فرزندم مجید خرازی

سلام

عدد زیادی از پرسش‌ها را ردیف کرده‌ای که امکان پاسخ‌گویی به همه آن‌ها در ایام تحصیلی برایم فراهم نیست، اما به رسم ادب، چند جمله می‌نویسم.

۱_خدا را شاکرم که فضای مجازی زمینه‌ای را فراهم آورده تا صدای مرا بشنوی. شاید اگر این فضا نبود تا پنجاه سال دیگر هم فکر می‌کردی من همیشه ساکت بوده‌ام .

۲_مجموعه "نشست دوره‌ای اساتید" یک هویت کاملا صنفی است که عددی از گردانندگان آن در بسیاری از امور با تو هم فکرند. اصل تشکیل این مجموعه برای حفظ اصالت‌های حوزوی بوده، برای آن‌که آزادی تدریس به جوانان  عزیز حوزوی برگردد. من هم عضو اتاق فکر آن مجموعه نیستم .

۳_هنوز  اظهارنظر در برخی از مسائلی که گفتی نکرده‌ام. تو با جملات به ظاهر سؤالیت به من تاخته‌ای و برایم تیم رسانه‌ای ساخته‌ای، وای به روزی که سخنی بگویم و احیانا به مذاقت خوش نیاید. فرزندم اشکال امثال تو آن است که در گام اول، اظهار نظر می‌خواهید و در قدم بعدی اگر کسی مانند خودتان نظر ندهد به انواع القاب نوازشش می‌کنید؛ از ساکت فتنه گرفته تا کاسب فتنه و.... اجازه بده در اموری که صلاح می‌بینم سخن بگویم .

۴_این را بارها گفته‌ام که معتقد به مبانی نظام اسلامی و دوست‌دار رهبری عزیز هستم اما از استنطاق و دیده‌بانی و رصد خوشم نمی‌آید .

۵_در بسیاری از مسائل اظهارنظر نمی‌کنم؛ چون اطلاع کافی ندارم و اعتمادی به خبرهای برخی رسانه‌ها ندارم.

۶_دنیا را دو رنگ نمی‌بینم و لذا هضم این مطلب که کسی در جایی خطا کند و در عین حال خصوصیات خوب داشته باشد برایم ساده است.


از پاسخ‌های مجدد، معذورم بدار. من محصلم. اگر مایل بودی حضوری در خدمتم .

ارادتمند محمدرضا

 

  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

ضرورت استخراج علوم انسانی اسلامی و عرضه به جهان

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | يكشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۳۲ ب.ظ | ۰ نظر

آیت الله محی الدین حائری شیرازی استاد اخلاق حوزه علمیه قم در جمع طلاب و فضلای اردکانی مقیم قم با بیان این که اسلام سبب حرکت از ظلمت به سوی نور می شود، گفت: شرط نهایی در غدیر اعلام شد و پس از غدیر این شرط نقض شد.

وی افزود: راهی که انسان را از ظلمت به نورمی برد به راهی که انسان را از نور به ظلمت می رساند تبدیل شد و جریانی در برابر راهی که برای به نور سیدن انسان ایجاد شده بود به وجود آمد؛ زیب کبری(س) جریان حرکت از ظلمت به نور را می بیند که می گوید جز زیبایی چیزی ندیدم.

آیت الله حائری شیرازی با بیان اینپ که اسلام جاری در ولایت الله در حال بردن مردم به بهشت بود، اظهار داشت: در یک سقیفه تصمیم گرفتند و همه چیز زیر و رو و حرکت از نور به ظلمت شد که مصیبتی به شمار می رود، در عاشورا جریان حرکت نور به ظلمت شکست بزرگی خورد و جریان حق پیروز نهایی میدان شد.

وی ادامه داد: اسلام ولایت الله با حرکت و قیام حسینی جا افتاد، کسی که از حسین بن علی(ع) روی بگرداند بسیار احمق است، کار سیدالشهدا فوق العاده تر از حضرت ابراهیم است و نتیجه این می شود که حتی مسیحی درباره ایشان کتاب می نویسد.

نماینده سابق مجلس خبرگان رهبری با بیان این که در جریان سیدالشهدا(ع) راه حق مصونیت پیدا کرد، ابراز داشت: انسان با اکراه متدین نمی شود، گروهی می خواستند دین را بر اندازند از این رو بدر، احد و خندق رو به راه انداختند تا مردم را مجبور به قبول فکر کنند.

وی عنوان کرد: جنگ های امیرمؤمنان برای براندازی اکراه است نه این که اکراه دین باشد، قیام امام حسین(ع) می خواهد اکراه به کفر و شرک را بردارد؛ غالبا مردم قرآن و اخلاق پیامبر را دیدند وارد دین نشدند اما وقتی نصر و فتح اسلام را دیدند وارد دین شدند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: کسانی که با نصر و فتح آمدند اگر این نصر به دست دیگران بود بر می گشتند، عاشورا جریانی است که جلوی جهنم رفتن افراد را گرفت؛ خود عاشورا فرزند قبر گمشده حضرت زهرا(س) است؛ تمام عاشورائیان از برکت قبر مخفی حضرت امام حسین(ع) را شناختند.

وی اضافه کرد: قرآن ظاهر و باطنی دارد و تا از سوی اهل بیت(ع) کشف رمز نشود کسی نمی تواند به باطن آن دست پیدا کند، اسلام و تشیع از غنای بسیاری برخوردار هستند که باید قدر آن را دانست؛ این که شهید فهمیده به خود نارنجک می بندد و به زیر تانک می رود با کارهای داعش بسیار متفاوت است، شهید فهمیده کوکی نبود بلکه با بصیرت مقتدای خود را انتخاب کرد.

آیت الله حائری شیرازی با بیان این که داعش و تکفیری ها کوکی بوده و به آن ها القا می کنند، گفت: تفاوت انسان و جانور روی همین کوک و بصیرت است، بصیر یعنی این که انسان آگاهانه تصمیم بگیرد، خداوند انسان کوکی نمی خواهد اگر مردم برای قدرت یا برای فتح آمده باشند ضدش را عمل می کند تا انسان از روی بصیرت تصمیم بگیرد.

وی افزود: خداوند کسی را می خواهد که با دل آمده باشد، وقتی خداوند می خواهد که انسان کوکی نباشد همواره این گونه می شود که قدرت دست اهل باطل است و افراد بصیر باید خود را نگه دارند، امروز هم زمان عجیبی است، امروز کفر به وسیله فضای مجازی در صدد براندازی دین است.

نماینده سابق خبرگان رهبری با بیان این که مسلمانانی که از تأثیرات مخرب فضای محازی عبور کنند فوق العاده تر از مسلمانان سال های گذشته هستند، اظهار داشت: جوانی که از چنین فضای مجازی به سمت اسلام می آید قیمت آن از شهدای سال 60 بالاتر است.

وی ادامه داد: علوم انسانی که غرب کشف کرده مدیریت بیل مکانیکی به وجود می آورد، با همین مدیریت ربا را پیش می برند، آیا می شود با قرض الحسنه که مانند بیل دستی است در برابر ربای بیل مکانیکی مقابله کرد، الان یک مصداق قرض وجود ندارد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم اظهار داشت: می گویند تورم 9 درصد و بهره بانکی 18 درصد است پس 9 درصد دیگر چه می شود این غیر از نزول خواری است، تا قرض مسلح به بیل مکانیکی نشود همین آش و همین کاسه وجود دارد.

وی ادامه داد: در بسیاری از موارد علت نامسلمانی دیگران مسلمانی ما است، در قیامت جواب یهودی و مسیحی ماندن آن ها را باید بدهیم، امروزه کفر به کفر بیل مکانیکی تبدیل شده اما اسلام به دلیل این که علوم انسانی  خود را کشف نکرده در حد بیل دستی مانده است، طبیعتا بیل مکانیکی خود را تحمیل می کند.

آیت الله حائزی شیرازی کشف علوم انسانی را ضروری دانست و ابراز داشت: راهکارها باید کشف شود، الان در عالم اسلام غیر علمی عمل می کنیم که همانند بیل دستی است و اگر علمی غیر اسلامی باشد بیل مکانیکی هست اما جهت کفری و انحرافی دارد، هر جا علمی صرف عمل کنیم مشکل انحراف دارد هر جا اسلامی باشد مشکل نارسایی و ضعف کارامدی دارد، طلاب باید تلاش کنند که بدانند که غرب علوم انسانی خود را از مریخ نیاورده است بلکه سال ها کار کردند تا به نتیجه رسیدند؛ طلاب و فضلا باید کتاب های آنان را بخوانند تا بتوانند جواب دهند و از مسائل اسلام دفاع کنند.

وی عنوان کرد: در اسلام زندان کردن به عنوان مجازات نداریم، الان وقتی زندان را امضا می کنیم عینا همانند بانکداری است که بر ربا با عنوان مضاربه کلاه شرعی می گذارند، غرب زندان را می گیرد و می گوید انسان با شرایط فاسد می شود و جنگ با انسان جنگ با معلول است در حالی که شرایط را عوض کرد یعنی زندان می کنند تا مربی و معلمش تغییر کند.

آیت الله حائری شیرازی خاطرنشان کرد: انسان محکوم به شرایط نیست بلکه حاکم بر شرایط به شمار می رود، اگر انسان محکوم شرایط بود با باد به هر طرفی می رفت اما شرایط در خدمت انسان است، وقتی شرایط در خدمت انسان باشد حسابگر است.

وی اضافه کرد: دزد وقتی می بیند هنوز که دزدی نکرده برای سیر کردن شکم خود مشکل دارد اما وقتی زندان برود امکانات برای او فراهم است خب دست به این کار می زند، اگر جریمه بازدارنده و بر اساس قوانین اسلام تعریف شود اوضاع تغییر می کند.

نماینده سابق خبرگان گفت: در آلمان که جمعیتش همانند کشور ما است حداکثر سرعت آن ها 200 کیلومتر و برای ما 120 کیلو متر است اما تلفات سالانه آن ها 40 نفر است اما در ایران روزانه 13 نفر و در شهریور بیش از 600 تلفات بوده است، این به دلیل بازدارنده نبودن جریمه ها است؛ دین ما به اندازه ای علمی است که آن روز به او اعتراض نشده و امروز از آن تقدیر می شود.



  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

سخنی با حجت‌الاسلام والمسلمین نائینی

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | پنجشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۱ ب.ظ | ۱ نظر



بسم الله الرحمن الرحیم

برای جناب حجت‌الاسلام والمسلمین نائینی (زیده عزه)

با تقدیم بهترین سلام‌ها

مدتی است شاهدیم جناب استاد نائینی، از اساتید خوش‌نام و بسیار سنت‌اندیش حوزه خرق عادت کرده و مشتاقانه حضور رسانه‌ای و بیدارباش مجازی را پذیرفته‌اند و به فراخور ذائقه‌شان و اهمیت موضوع، نسبت به برخی پدیده‌های جامعه عکس و سخنی آماده می‌کنند و در صفحه اینستاگرام و یا کانال شخصی‌شان به اشتراک می‌گذارند.

در این خصوص نکاتی دارم:

1.       استاد نائینی از بانیان اصلی و راهبران اتاق فکر مجموعه محترم «نشست اساتید» در حوزه هستند. پس شاید بتوان گفت مطالب و مواضع تلگرام و اینستاگرامی ایشان، به‌نحوی بازتاب فکری بخشی از آن مجموعه هم می‌تواند باشد.

2.       استاد نائینی در موارد مختلفی نسبت به اتفاقات جامعه واکنش نشان داده‌اند، از جمله:

-        سخنان منصور ارضی(مداح)، مقاله نشریه خیمه(در مورد کار طلبه‌ها)، دفاع از عَلَم‌کشی در عزاداری محرم، مقاله یالثارات، جنگ سوریه، تقدیر از محمدعلی کلی (بوکسور) و ...

3.       قصد حقیر تحلیل این نیست که چرا استاد نائینی بعد از این همه سال‌ها خاموشی و فقط تدریس در حوزه، ناگهان ضرورت دیده‌اند در حوزه‌های مختلف ورود کنند؛ چراکه معتقدم طلبه و روحانی باید در میانه اجتماع و در وسط زندگی ملموس مردم باشد تا بتواند دغدغه‌ای از جنس مردم پیدا کند. تنها در این صورت است که دلسوزیش باورکردنی و حرف‌هایش بردل‌نشستنی می‌شود.

بنده اما چون اهل دیده‌بانی و رصدم و مدتی است آمدورفت مجازی استاد نائینی را تماشا می‌کنم، می‌بینم در برخی پدیده‌ها، ایشان پررنگ و تمام‌قامت ظاهر می‌شوند، اما در مواردی مشابه و یا حتی مهم‌تر، جوهر ایشان رنگ نامرئی می‌گیرد و چون وادی، وادی عدم می‌شود نوبت به جنس و فصل و رنگ هم نمی‌رسد. آنچه هست سکوت است و آنچه نیست، جلوه‌ای و مقالی!

اکنون چند سوال از ایشان:

الف) جناب استاد نایینی! حضرت‌عالی اگر بخواهید مسائل و مشکلات امروز مردم را از باب استقراء (ولو ناقصش) احصاء کنید و بعد در یک لیست به ترتیبِ اهمیت قرار بدهید، به نظرتان مهم‌ترین دغدغه و مشکل مردم کدام خواهد بود؟ اولویت دوم و سوم و ... کدام‌اند؟

ممکن است مستشکلی از راه برسد و بگوید: اینکه کدام مشکل مردم در اولویت بررسی قرار می‌گیرد، به این بستگی دارد که با کدام عینک به جامعه نگاه بکنی! چون تفاوت می‌کند که در چشم مردم کوچه بازار بنشینی یا کنار دوستان دولت و رسانه! پس تأمل!

ب) دیدم در اینستاگرام، عکسی از خودتان در لباس دوران جنگ گذاشته‌اید، پس توفیق داشته‌اید تا از رزمندگان دفاع مقدس باشید. آیا دفاع از انقلاب و اصل ولایت فقیه را هنوز هم لازم می‌دانید؟

چندسالی است که عاشورای حسینی، یادآور خاطره تلخ آتش‌زدن حسینیه‌ها و بیرق و علم عزای حضرت اباعبدالله علیه‌السلام است. عاشورای 88 را می‌گویم!

به یاد دارید جمعی از دوستان بنی‌امیه، به عزاداران خیمه حسینی حمله کردند؟ شاید فراموش کرده‌اید در تقبیح این پرده‌دری و لعن این تابعت و بایعت مطلبی بنویسید! البته هنوز هم دیر نیست!

ج) استاد نائینی عزیز. شما در میان پست‌ها و مطالبتان حتی از توجه به جناب استاد پرویز پرستویی هم غافل نشده‌اید! پس چگونه است که فساد فیش‌های نجومی و پرداخت‌های حرام را ندیده‌اید؟ آیا روا نبود که در ذم این تعدی به بیت‌المال، نهی از منکری بکنید؟ امیدوارم به توصیه مجموعه رسانه‌ای‌تان، امر به سکوت نشده باشید.

از شما و دیگر اساتید آموخته‌ایم که امام حسین علیه‌السلام برای امر به معروف و اصلاح امت و مبارزه با فساد، قیام کرد و نه برای آراستن و افراشتنِ عَلَم!

چگونه است که شما می‌نویسید، عَلَم و پرچم حسینی، نماد عزاست و باید به آن احترام گذاشت، اما برای هدف و باطن قیام حسینی که مبارزه با فساد باشد فریاد نمی‌زنید و علیه دزدان و غارتگران بیت‌المال و دفاع از حق محرومان، علم امر به معروف بلند نمی‌کنید؟ نکند هدف قیام اباعبدالله علیه‌السلام را برای ما اشتباه گفته‌اید؟

 

د) آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور، سال قبل در ایام محرم گفت: ما از عاشورا درس مذاکره می‌گیریم!

امسال، آقای سروش محلاتی، با استناد متأسفانه ناقص به برخی منابع اهل تسنن! مدعی شده است که بله! برخی قائلند امام حسین علیه‌السلام در پی مذاکره با عمرسعد و خلافت یزید بوده است!

چگونه است که پاسخ شما به سخنان منصور ارضی(مداح) بسیار فوری است اما در خصوص سخنان جناب محلاتی و تحریف روشن قیام عاشورا سکوت کرده‌اید؟ سکوت شما نشانه رضایت است؟

 

م) دیدم در تمجید آقای امجد نوشته‌اید: استادم گفت حاج آقای امجد مقامات معنوی کسب کرده. حتما استادتان به این آیه قرآنی هم اشاره کرده بوده‌اند که: أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ(عنکبوت/2)

آیا می‌دانید این آقای امجد در سال 88 ، در حمایت از فتنه سبز اسرائیلی، تمام قامت ایستاد و چنگ بر صورت نظام زد؟!

استادتان نفرمود اگر روزی کسی گفت: «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، سکوت‌کردن جایز است یا نه؟

راستی جناب استاد نائینی، نظر شما در مورد فتنه 88 و شورش علیه رأی مردم چیست؟ ان شاءالله صلاح می‌دانید و پاسخ می‌دهید.

ن) از مرجع عالیقدر تشیع، حضرت آیت الله العظمی صافی، عکس‌های متعددی در تأیید علاقه‌مندی‌های‌تان آورده‌اید. در کنار ایشان نیز عکسی انداخته‌اید که احتمالا از باب شاگردی باشد.

حضرت آیت الله العظمی صافی در واقعه کنسرت قم، گفتند که از غم گریسته‌اند!

عجیب نیست که شما با این حجم فعالیت پیوسته رسانه‌ای و مجازی، چشمان خود را بر فریاد غمبار آیت الله العظمی صافی و این منکر اجتماعی در قم می‌بندید و سکوت می‌کنید؟

آیا دلبستگی به دولت‌ها جزو ملاک‌های تبعیت از مراجع معظم تقلید است؟

ببخشید اما کمی یک بام و دو هوایی نیست؟

و اما سخن پایانی:

استاد نایینی، دوستانی دارید که مطالب و پست‌های شما را در فضای مجازی در سطح وسیعی پوشش می‌دهند. امیدوارم این گروه رسانه‌ای اجازه بدهند تا شما در مطالب فوق تأمل کنید و پاسخ حقیر را بدهید.


والعاقبه للمتقین

والسلام

مجید خرازی


مهر1395

مطلب مرتبط: پاسخ استاد حوزه علمیه به یک نامه


  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

گفت‌وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه‌های دوقلوی اردکانی

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | سه شنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

اشاره؛

اولین جرقه انجام این گفت وگو با برگشت صورت به عقب در کلاس درس زده شد، دو طلبه جوان ملبس دوقلو را مشاهده کردم و پیشنهاد انجام گفتگویی متفاوت را در خبرگزاری حوزه دادیم و خوشبختانه مورد موافقت واقع شد.

روز مصاحبه فرا رسید از مسئول ساخت کلیپ های چندرسانه ای خبرگزاری نیز دعوت کردیم، تا جدای از این مصاحبه، مستندی چند دقیقه ای تهیه کند تا بتوان کلیپی نیز تقدیم مخاطبان کرد.

حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور سوژه های جالب این مصاحبه هستند متولد 1373 از اردکان یزد و امروز در حال گذراندن سطح دو حوزه می باشند.گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور











*ضمن تشکر از حضور در خبرگزاری «حوزه»، در ابتدا بفرمایید کدام یک بزرگتر هستید؟

میلاد:

بنده زودتر به دنیا آمدم؛ اما در روایتی از امام صادق (ع) آمده نوزادی که زودتر به دنیا آمده، کوچکتر است؛ همانند لیوانی که دو توپ در آن قرار دارد و توپی که زودتر در آن قرار گرفته، دیرتر بیرون می آید و توپی که دیرتر افتاده، زودتر بیرون می آید؛ پس آقا مهدی از نظر شرعی برادر بزرگتر ما به حساب می آیند.

متن روایت امام صادق (علیه السلام):

مرحوم کلینى در کتاب شریف کافى آورده: یکى از اصحاب امام جعفر صادق (علیه السلام) داراى دو نوزاد دوقلو گردید، همین که به حضور مبارک آن حضرت شرفیاب شد، پس از تبریک و تهنیت به او فرمود: آیا مى دانى کدام یک از دوقلوها بزرگترند؟ پدر نوزاد در جواب اظهار داشت: آن که اوّل از شکم مادر خارج و به دنیا آمده. حضرت فرمود: خیر؛ آنکه آخر به دنیا آمده بزرگ تر است؛ زیرا مادر در ابتداء به وسیله او و سپس به وسیله آن که اوّل خارج شده، آبستن گردیده است و چون نطفه اوّلى در ابتداء وارد رحم شده و منعقد گردیده، به همین جهت توان خروج از رحم مادر را ندارد، تا آن که نوزاد بعد از خودش خارج گردد؛ و پس از آن که راه براى اوّلى باز شد آن وقت مى تواند از رحم مادر خارج و وارد دنیا گردد؛ بنابر این، آن که نطفه اش اوّل منعقد شده، دوّمین نوزاد محسوب مى شود که به همین جهت بزرگ تر هم خواهد بود.

کافى: ج 6، ص 53، ح 8،     وسائل الشّیعة: ج 21، ص 497

*اهل کجا هستید و کمی از دوران کودکی خود بفرمایید.

مهدی:گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجت الاسلام مهدی سبحانی پور

متولد اردکان یزد هستیم؛ البته پدر ما کرد و کرمانشاهی هستند که در دوران جوانی به خاطر برخی از مسائل به تهران سفر کرده، در ادامه داماد یزدی ها  شده و ما از کودکی در این استان بزرگ شده و حتی بلد نیستیم کردی صحبت کنیم.

پدر و عموی ما نیز با این که یکسال با یکدیگر اختلاف سن دارند؛ اما بسیار شبیه هم بوده و هر شخصی آنان را ببیند، فکر می کند آنان نیز دوقلو هستند.

از کودکی وارد مسجد و هیأت شده و مکبّر مسجد شدیم، یک شب در میان تکبیر می گفتیم و هیچ موقع نیز جای یکدیگر تکبیر نمی گفتیم، هرکدام باید شب مخصوص خود را به عنوان مکبّر انجام وظیفه می کردیم.

این روال تا 5 سال اتفاق افتاد و ما یک شب در میان تکبیر می گفتیم و اگر شخصی از غیر محله ما دو شب در مسجد حضور پیدا می کرد، متوجه نمی شد ما دو نفر هستیم؛ چراکه قیافه، تن صدا و مدل تکبیرگفتن ما بسیار شبیه هم بود و یقیناً اشتباه می کرد.

میلاد:

نکته ای هم بنده از دوران کودکی عرض کنم. وقتی مادرمان حامل ما بودند، خبری از دوقلو بودن ما نداشتند وقتی هم به دنیا آمدیم، هرکدام سه و نیم کیلو وزن داشتیم چند روزی را در دستگاه گذراندیم و پزشکان امیدی به زنده بودن ما نداشتند؛ اما به خواست خدا زنده ماندیم.

بعد از زنده ماندن،‌ در ایام نوزادی، اتفاق دیگری برای ما در 7 ماهگی افتاد و منزل ما دچار حریق شد و بخاری نفتی که ما دو برادر چسبیده به آن خوابیده بودیم، منفجر شد؛ ولی هیچ آسیبی به ما نرسید و ما به خواست خدا زنده از آن منزل به بیرون آمدیم.

*چه شد که به ذهنتان رسید دو نفری وارد حوزه شوید؟

مهدی:

دوقلو بودن ما سبب جذبه خاصی می شد به همین دلیل پیشنهاد مکبری مسجد نیز به ما داده شد و با خادم نیز رابطه بسیار صمیمانه ای داشتیم؛ در همین سنین در هیأت محله هم فعالیت داشتیم و خود این مباحث سبب شد به حوزه بیاییم؛ چراکه «جابرترین جبر، جبر محیط است»؛ البته در ابتدا بنده قصد ورود به حوزه را داشتم؛ ولی در ادامه برادر ما نیز همراه شد و با هم در حوزه ثبت نام کردیم.

برای ورود به حوزه با مخالفت های معلمان مدرسه نیز روبرو شدیم؛ چراکه درس ما خیلی خوب بود، وقتی به معلم دوره راهنمایی خود گفتیم قصد ورود به حوزه را داریم، بسیار ناراحت شده و مخالفت می کرد حتی یادم هست که یکی از معلمان می گفت: آرزویم این است پسرم همانند شما درس خوان باشد؛ ولی بعدها همان معلمان از حضور ما در حوزه خوشحال شدند.

*عکس العمل والدین و اقوام برای ورود شما به حوزه چه بوده است؟

گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجت الاسلام میلاد سبحانی پور











میلاد:

والدین ما را مستقل بار آوردند و انتخاب راه را به خودمان واگذار کرده بودند؛ اما برخورد اطرافیان شاید متفاوت بود به دلیل دوقلوبودن ما، برایشان جذاب بود و گاهی تشویق نیز می کردند.

*خاطراتی از دوران مدرسه و نوع برخورد معلمان و دانش آموزان با خودتان را بیان کنید.

مهدی:

طبیعت دوقلوها به این صورت است که هرچه سن شان بیشتر می شود، شباهت شان کمتر خواهد شد و ما در دوره دبستان بسیار شبیه هم بودیم و اوج شباهتمان در آن زمان بود و حتی امروز اگر برخی از تصاویر آن دوران را ببینیم، گاهی دچار اشتباه شده و تشخیص نادرست می دهیم. در دوران مدرسه نیز بر اثر این شباهت ها اتفاقاتی برای ما می افتاد که برای ما تکرار مکررات شده بود و هر روز مثلا رفقای میلاد بنده را دیده و به اشتباه فکر می کردند که من میلاد هستم، به روی خود نمی آوردم و سلام و احوالپرسی را انجام داده و بعداً به میلاد می گفتم فلانی سلام رسوند و از این مدل اتفاقات بسیار برای ما می افتد و امروز هم از این نوع برخوردها و اشتباهات کم نداریم.

میلاد:

یادم هست رفیقی داشتم بسیار با او صمیمی بودم. یک روز جلوی درب خانه شان رفتم و با پسری سه یا چهارساله که با او در حال مجادله بود، مواجه شدم و در این حال از رفیق خود پشتیبانی کردم. آن روز گذشت و دو روز بعد در منزل بودم که اخوی ما گریان، نالان و با صورت پریشان وارد منزل شد و گفت: یک بنده خدایی در خیابان مرا دیده و شروع به زدن کرد و هرچه گفتم: من نبودم و کاری نکردم و شما را نمی شناسم، قبول نمی کرد؛ و نکته قابل توجه این بود که اخوی ما به آن شخص نگفته بود ما دوقلو هستیم. بعد از آن اتفاق، باهم قرار گذاشتیم که از خجالت آن شخص در بیاییم که خود او فهمیده بود و برای معذرت خواهی پیشمان آمد.

*از چه سالی وارد حوزه شدید؟ گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور

میلاد:

ما از سال 1386 وارد مدرسه علمیه امام صادق(ع) اردکان یزد که از مدارس قوی کشور به حساب می آید، شده و پایه اول تا ششم را در این مدرسه علمیه گذراندیم و پس از آن، وارد حوزه علمیه قم شدیم.

*از چه سالی وارد قم شدید؟

میلاد:

از ابتدای پایه هفتم در سال 1393 وارد قم شدیم و امسال نیز به خاطر ارتقایی که در این سال ها خواندیم، پایه دهم خود را به اتمام می رسانیم.

*الان درحال حاضر مشغول به کاری هستید؟

مهدی:

اگر قرآن ما را بپذیرد، تخصصی تفسیر امتحان دادیم و قصد ادامه تحصیل در این رشته را داریم. همچنین در مؤسسه «خطابه أمیر بیان» نیز مشغول تحصیل بوده و برای ادامه مباحث تبلیغ به سمت تفسیر روی آوردیم تا بتوانیم مثمرثمر باشیم.

*از دوقلو بودن، راضی هستید؟

مهدی:

ما از آن دسته دوقلوهایی هستیم که اگر دوقلوهای دیگری را ببینیم، برایمان عجیب و جالب است. گاهی از برخی از دوقلوها می پرسیم خوشحالید که دوقلو هستید و  برخی جواب منفی می دهند؛ اما ما راضی بوده و شکرگذار خدای متعال هستیم و مشکل خاصی تا به حال نداشته ایم.

*دوقلوها معمولا وابستگی هایی نسبت به یکدیگر دارند. از این وابستگی ها برای ما بفرمایید.

مهدی:

یکی از خاطرات تلخ بنده، ازدواج اخوی ما بود چند ماه زودتر ازواج کرد و سبب شد تا در این مدت بنده تنها باشم؛ چراکه برادری که تا به امروز همدم ما بود، همراه دیگری پیدا کرد و ما تبدیل به یک برادر معمولی شدیم (باخنده)؛ اما پس از چند ماه بنده نیز ازدواج کردم و مشکل تنهایی ما حل شد.

* به دنبال خواهران دوقلو نبودید؟گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور

مهدی:

به دنبالش بودیم؛ اما خانواده آنچنان موافق نبود و می گفتند سخت است؛ البته گزینه هایی پیش آمد و برای خواستگاری هم رفتیم؛ اما قسمت نشد؛ البته از این نکته هم نباید غافل شد پیداکردن دو خواهر دوقلویی که مناسب با سن ما بوده و با تفکرات و طلبه بودن ما سازگاری داشته باشند، بسیار سخت بود؛ ضمن این که سن ما هم کم بود و پیداکردن خواهران دوقلوی کم سن و سال کار را دشوار می کرد.

*در چند سالگی ازدواج کردید؟

میلاد:

متولد 1373 هستیم و مهدی ما در سال 1390 و در سن 17 سالگی و بنده در سال 1391 ازدواج کردم.

وقتی در محضر برای عقد رفتیم، عاقد، استاد ما بود و به ایشان گفتم حاج آقا اعلام نکنید که ما 17 سالمون هست؛ ولی ایشان گفتند و آبروی ما رفت (باخنده).

*مهریه شما چقدر بود؟

مهدی:

مهرالسنه به اضافه خیلی ... سکه دیگه (با خنده)

*بعد از ازدواج، خانم ها یا اقوام جدیدتان شما را به اشتباه نگرفتند؟

مهدی:

از سوی همسران ما اشتباهی تا به امروز پیش نیامده؛ ولی از طرف اقوام بسیار پیش می آید که ما را اشتباه گرفته و گاهی بر اثر عدم شناخت از طرف ما، ناراحتی هایی نیز پیش می آید.

گاهی پیش می آید از اقوام همسر آقا میلاد، ما را در خیابان دیده و به گمان این که من میلاد هستم، شروع به خوش و بش کرده و ما هم طبق معمول لو نمی دهیم و به سلام و احوالپرسی می پردازیم.

یادم هست در شهرستان اردکان همراه با خانم سوار بر موتور در حال عبور از خیابانی بودیم که متوجه صدایی از طرف یک خانم شدیم؛ ولی چون او را نمی شناختیم، بی اعتنا گذشتیم و از همسرم سوال کردم آن بنده خدا با ما کاری داشت که خانمم جواب منفی داد و گفت متوجه نشدم. بعد از دو یا سه هفته همسرم به من گفت: فهمیدی اون خانم کی بود؟ گفتم نه؛ گفت: اون بنده خدا از اقوام خانم داداشت بوده و چون ما به او توجه نکردیم، خیلی ناراحت شده و گفته آقا شیخ میلاد در خیابان جواب سلام ما را نداده و دلخور شده، اما بعدا متوجه موضوع شد و ناراحتی وی برطرف گردید.

*شما دوقلوهای همسان هستید؟گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور











میلاد:

دوقلوها چند دسته هستند. یک دسته که غیر از این که هیچ شباهتی به هم ندارند، اخلاق آنان نیز مثل هم نیست و ناهمسان هستند. دسته دیگر دوقلوهای همسان هستند که در فکر، مریضی و مسائل دیگر باهم نزدیک بوده و برخی از آنها حتی تله پاتی هم دارند (فکر یکدیگر را می خوانند) که البته کم هستند؛ ولی ما دوقلوهای نیمه همسان رو به بالا هستیم که فکرها، ایده ها و چهره مان نزدیک به هم بوده و خیلی از اوقات اگر یکی از ما در حال فکر کردن درباره موضوعی باشد، قل دیگر نیز همان فکر را می کند.

ما امروز به این نتیجه رسیده ایم که استعدادهایمان هم بسیار نزدیک به هم است و در موضوعاتی که کار کرده ایم، هر دو اتفاق نظر داشته و کار را ادامه داده ایم.

مهدی:

درباره نزدیکی ایده ها یاد خاطره ای افتادم. یک بار اخوی ما در مسجدی منبر رفت و هفته بعد حسب اتفاق بنده را برای سخنرانی در آن مسجد دعوت کردند. بنده در آن مسجد حاضر شدم و شروع به سخن کردم و متوجه شدم خیلی به مردم نچسبید و آنچنان به سخنان من گوش نمی کنند. پس از آن سخنرانی از اخوی خود سؤال کردم شما هفته گذشته در این مسجد درباره چه موضوعی صحبت کردی؟ که متوجه شدم همان موضوع، داستان و حدیثی که اخوی ما بیان کرد، بنده نیز همانها را گفتم و اهالی آن مسجد که متوجه نشده بودند ما دوقلو هستیم و دو روحانی در این دو هفته به این مسجد آمده اند، فکر می کردند سخنران هر هفته صحبت های تکراری می کند؛ البته بعدها باهم در آن مسجد حاضر شدیم و نمازگزاران متوجه موضوع شده بودند.

* از چه سالی ملبس شدید؟

میلاد:

از سال 1393 با مجوز حوزه علمیه قم توسط حضرت آیت الله شبیری زنجانی، در بیت ایشان ملبس به لباس مقدس روحانیت شدیم.

*از برنامه هایی که برای کودکان داشتید، بفرمایید. آیا بعد از تلبس به این کار ادامه ندادید؟

 

گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور











میلاد:

این برنامه ها در دوران پیش از تلبس در شهرستان های یزد انجام می شد که چون دوقلو بودیم، جذابیت بالایی داشت و در برنامه های زیادی از ما برای اجرا دعوت می کردند.

بعد از تلبس خیلی کم اتفاق افتاد؛ چراکه ساکن قم شده بودیم و از یک طرف فرصتی برای رفت و آمد به یزد نبود و از طرف دیگر در موضوعات دیگر ورود کرده بودیم و وقتی نداشتیم تا برای این کار بگذازیم.

*یکی از نکات جذاب، راه رفتن دو طلبه ملبس دوقلو در خیابان است. معمولا مردم چه عکس العملی از خود نشان می دهند؟

میلاد:

از این عکس العمل ها زیاد است. اکثرا به این نحو است که بچه ای با خانواده در خیابان در حال رد شدن است که یکدفعه می گوید: «مامان، مامان ببین این دو تا آخوند مثل هم هستن» و یا خانمی به شوهر خود از این جملات می گوید.

یه خاطره هم از دوران طلبگی در یزد عرض کنم. روزی در مدرسه امام صادق(ع) اردکان یزد روی یک صندلی در کنار هم نشسته بودیم که به یکباره طلبه ای خودش را به ما رساند و با حالت تعجب گفت: شما دو تا دوقلو هستید؟ گفتیم بله؛ گفت: من دو سال است که نمی دونستم شما دو نفرید و همیشه می دیدم که از یک طرف با پیراهن آبی وارد می شوید و از طرف دیگر یکدفعه پیراهن قرمز تن شماست و پیش خود می گفتم: الله اکبر؛ چطور این طلبه یکدفعه رفته و سریع لباس خود را عوض کرده است.

یک بار هم برایم پیش آمد به پیرایشگاهی برای اصلاح سر و صورت رفتم و روی صندلی خیلی عادی نشستم. پیرایشگر را دیدم که خیلی در آینه به من نگاه می کرد. وقتی نوبت من شد و روی صندلی نشستم، پیرایشگر به من گفت: موهات رو خراب کردم؟ موهات چقدر بلند شده؟ ولی خود او یکدفعه متوجه شد و گفت: نکنه شما برادر دوقلو دارید که جواب مثبت دادم. بعد ادامه داد و گفت: الان نیم ساعت است که فکرم درگیر این موضوع است که نکنه دیروز من موهای شما را خوب اصلاح نکردم و مجدد امروز آمدید.

*بعد از تلبس به لباس مقدس روحانیت، اتفاقات خاص تلخ و شیرینی برای شما نیافتاده است؟

گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور











میلاد:

اخوی ما دو بار به روستایی در اطراف اردکان یزد در دهه صفر رفته بود و فاطمیه امسال هم بنده به همان روستا رفتم. 4 روز کار من شده بود که به آنها ثابت کنم من فلانی نیستم و ما دو برادر دوقلو هستیم. گاهی بنده را امتحان می کردند و بعضی هاشون با اخوی شوخی هایی کرده بودند و می گفتند؛ حاج آقا یادته فلان جا، فلان اتفاق افتاد و می خندیدند؛ ولی من هیچ عکس العملی نشان نمی دادم و خیلی ها هم تا آخر باور نمی کردند؛ تا اینکه امسال در سالروز میلاد حضرت زهرا (س) هردو با هم به آنجا رفتیم و همه باور کرده بودند.

مهدی:  

صحنه ورود ما به آن روستا بسیار جالب و جذاب بود و برای همه جای تعجب داشت و با قیافه هایی متعجب ما را نگاه می کردند که ما دوقلو و شبیه به هم هستیم.

یک بار به جشنی دعوت شدیم و صاحب مراسم اعلام کرده بود که دانش آموزان نخبه در این جشن شرکت می کنند و تلاش کنید برنامه خوبی اجرا کنید.

ما برنامه ریزی کردیم که از دوقلو بودن خود استفاده کنیم و در روز مراسم، لباس متحدالشکل پوشیده، در ابتدا میلاد بر روی صحنه رفت و سلام و احوال پرسی و اعلام برنامه نمود و به بهانه ای برگشت و مجدد بنده رفتم و جمله ای گفتم و به بهانه ای برگشتم و در پایان با هم بر روی صحنه حاضر شدیم همه متعجب شده بودند و قیافه های 300 دانش آموز نخبه بسیار جالب و دیدنی بود.

میلاد:

از دیگر اتفاقاتی که بعد از تلبس برای ما افتاد، این بود اخوی ما در حال حاضر ظهرها در مدرسه دخترانه اقامه نماز دارند و به مشهد رفته بودند، بنده به جای او نماز رفتم و او روز قبل به دانش آموزان گفته بود برادر دوقلوی من به نماز می آید. وقتی شروع به اذان و اقامه کردم، همه دانش آموزان پیش خود زمزمه داشتند که امام جماعت امروز ما کیست؟ امام جماعت قبلی است یا برادر دوقلوی اوست. من نماز را شروع کردم و در حال رکوع رفتن بودم که هنوز 500 دانش آموز در حال زمزمه بودند که کدام یک در حال نماز است و مربی با داد و فریاد اعلام می کرد که نماز را ببندید و امام جماعت به رکوع رفته! ولی همه در حال صحبت بودند که مثلا فلانی خال دارد و این امام جماعت خال ندارد.گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور

مهدی:

بعد از آنکه از مشهد مقدس برگشتم و برای نماز به مدرسه رفتم، مربی آموزشی واقعا معترض شده بود که شما نباید به دانش آموزان می گفتید برادر دوقلوی شما برای نماز به مدرسه می آید و واقعا نظم نماز به هم خورده بود.

*از تقاضاهای عکسی که از شما می شود برای ما بفرمایید.

تقاضای عکس از بچگی وجود داشت و امروز هم خیلی تقاضای عکس داریم؛ مخصوصا از زمانی که معمم شدیم خیلی تقاضای عکس می کنند و نکته جالب اینجاست همه فقط دوست دارند، بین ما بایستند و با ما عکس بگیرند و این ایستادن در وسط برای آنان موضوعیت دارد.

*تا به حال از طرف والدین جابجا تنبیه شده اید؟

میلاد:

تا به حال پیش نیامده که جابجا تنبیه شویم. (حالا یک چیزی هم بگوییم که آبرویمان ریخته نشود) از بچگی خیلی نجیب بودیم و در بچگی آنچنان شیطنت نداشتیم؛ ولی یک وقت هایی که شیطنت های ما به اوج می رسید، پدرمان ما را تنبیه نمی کرد و چون ما خیلی با هم کشتی می گرفتیم، می گفت: خود شما همدیگر را تنبیه می کنید و نیازی به تنبیه ما نیست.

*در مدرسه هم تنبیه نمی شدید؟

مهدی:

در دوران مدرسه هم چون درس مان خوب بود، تنبیه نمی شدیم؛ ولی بعد از کلاس سوم دبستان ما را از همدیگر جدا کردند و نمی گذاشتند در یک کلاس کنار هم باشیم؛ چون دانش آموزان را بر اساس معدل جابجا می کردند و چون معدل ما خوب بود، اگر در یک کلاس باهم بودیم، وزنه آن کلاس سنگین می شد و به همین دلیل ما را جدا می کردند. وقتی از کلاس چهارم دبستان این اتفاق غیرمنتظره برای ما افتاد، اصلا برایمان قابل هضم نبود که در کنار هم نباشیم؛ به همین دلیل از پدر خود خواستیم به مدرسه بیاید و این مشکل ما را حل کند؛ ولی مدیر قبول نکرد و از آن سال در کلاس از هم جدا بودیم و با این مسئله کنار آمدیم.گفت وگوی خواندنی خبرگزاری حوزه با طلبه های دوقلو  حجج اسلام میلاد و مهدی سبحانی پور












*از عالمان برجسته، روحانیونی را داریم که دوقلو باشند؟

مهدی:

چند مورد دو قلوی طلبه دیدم که معمم هم بودند؛ اما از علمای شاخص کسی را به خاطر نداریم که دوقلو باشند.

*از علاقه های خود برای ما بفرمایید.

میلاد:

از همان دوران ابتدای حوزه علاقه وافری به خطابه و منبر داشتیم و همیشه در ذهنمان بود طرحی بریزیم هر دو باهم بالای منبر رفته سخنرانی کنیم که یک جمله او بگوید و یک جمله من بگویم اما نشدنی بود؛ با این حال، امروز که در دروس «مؤسسه خطابه امیر بیان» شرکت می کنیم، سرفصل چند رسانه ای را تعلیم دیده ایم که می توانیم آن را با هم به اجرا بگذاریم.

*در پایان اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید.

مهدی:

ما برای این که دو برادر دوقلوی روحانی هستیم، خیلی بر روی کارهای خود حساسیم و با احتیاط کاری را انجام می دهیم؛ چراکه هم طلبه هستیم و از آن طرف برادر دوقلو هم داریم که اگر کاری اشتباه انجام دهیم، شاید به پای او نیز نوشته شود.

 

در پایان هم از شما کمال تقدیر و تشکر را داریم.

گفت وگو: محمدرسول صفری

منبع: خبرگزاری حوزه


  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

خداباوری و توکل نگرانی‌ها را برطرف می‌‌کند

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

به گزارش خبرگزاری رسا،‌ جلسه ماهیانه طلاب و فضلای اردکانی مقیم قم در آستانه نیمه شعبان و در شب میلاد حضرت علی اکبر (ع) طبق روال گذشته با حضور پرشور جمع کثیری از طلاب و روحانیون ولایی برگزار شد. در این مراسم پس از قرائت دعای توسل و مدیحه سرایی، آیت الله نصرت الله شاه آبادی منتخب مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری و فرزند حضرت آیت‌الله شاه آبادی استاد عرفان و اخلاق امام ره به ایراد سخن پرداخت.

 

وی با اشاره به اینکه خداباوری و توحید حقیقی یکی از مهمترین مباحث اخلاقی و ریشه بسیاری از فضیلت‌هاست، افزود: باور نداشتن خدا منشأ انواع گرفتاریها، بدبختیها و سرگردانیهاست. انسان خداباور بدون هیچ دغدغه ای در کمال آسایش زندگی می کند و برخلاف تصور کسانی که خیال می کنند آسایش در داشتن مال و جاه و اولاد و امثال اینهاست، آسایشی که فرد موحد دارد را هیچ کسی ندارد. افسردگی در قاموس توحید معنا ندارد چرا که براساس آیه قرآن : "وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا " خداوند روزی همه را ضمانت کرده است و هرچه انسان دارد رزقی از جانب خداست.

 

آیت‌الله شاه آبادی در ادامه به بیان خاطره ای از رفتنشان به نجف پرداختند و گفت: آن زمان که می خواستم به نجف بروم تنها 5 تومان داشتم در حالی که فقط در مرز خسروی باید 40 تومان پرداخت می کردم. اما با لطف خدا و عنایت امیرالمؤمنین علیه السلام 20 سال در نجف ماندم و با اینکه پولی نداشتم، طلاب می گفتند اگر طلبه پولدار در نجف باشد یکی از آنها شاه آبادی است.

 

وی با اشاره به خاطرات شیرینی از زندگی خود تأکید کرد: خداباوری و توکل بر خدا تمام دغدغه ها و نگرانی های شما را برطرف می کند، آنگاه دیگر لازم نیست برای خانه دار شدن اقدام به قرض ربوی کنید.

 

آیت الله شاه آبادی افزود: ما روحانیون وظیفه مان درس خواندن و زحمت برای دین است، طلبه کارش طلبگی است و نباید دنبال کار دیگری برود. روزی طلبه دست خداست و هرچه بخواهد او می دهد لذا اینکه برود کار کند تا درآمد بیشتری داشته باشد و سهم امام کمتر بگیرد مقدس بازی است، درس بخوانیم تا سهم امام که میگیریم حلالمان باشد.

 

آیت الله شاه آبادی نوکری دین را افتخار دانستند و خطاب به طلاب و روحانیون اردکانی گفت: خوب جایی را انتخاب کرده اید و خوب راهی آمده اید. اگر حواستان جمع باشد خداوند هم نمی گذارد دستتان نزد اغیار دراز شود. یک لااله الا الله بگویید و پای آن بایستید، متحیر می شوید که از کجا می آید.

 

وی با استشهاد به آیه شریفه " یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ " خاطرنشان کردند: اگر گدا هم هستیم، مستغنی هستیم چون خدا را داریم.

 

این عالم دینی علت بسیاری از گرفتاریها را باور نداشتن دستورات الهی ذکر کرده و خاطر نشان کرد: برای وسعت رزق یکی از دستوراتی که سفارش شده این است که هرگاه وارد خانه شدید حتی اگر کسی هم در خانه نیست با صدای بلند بگویید "سلام علیکم" و سوره توحید را بخوانید. این دستور حاوی دو درس است: یکی اینکه همیشه شما سلام کنید، اما متأسفانه برخی متکبرانه منتظر سلام کردن دیگران هستند و برخی از این هم بدتر گاهی جواب سلام را هم نمی دهند. درس دوم این که با خواندن سوره توحید به ما تذکر می دهد به کسی توکل کن که صمد است و بی نیاز و همه چیز از آنِ اوست.

 

وی با نقل دستور دیگری از بعضی بزرگان گذشته گفتد: جمعه شب ها کمی پیاز در دست بگیرید و بگویید " اللهم صَلِّ عَلَی النَّبیِّ القُرَشی وَ العَنِ الیَهودَ الخَیبَریّ" و بعد پیاز را بخورید. در طول هفته روزی غیر منتظره ای نصیبتان خواهد شد.

 

این استاد اخلاق با بیان اینکه از خداوند خواسته ام همیشه درب خانه ام به روی همه باز باشد توصیه کرد: اگر برای کسی کاری از دستتان برمی آید حتما انجام دهید به خصوص شما روحانیون تا مردم به شما خوش بین باشند. اگر هم نتیجه ای نداد از دست شما ناراحت نمی شوند چون تلاشتان را کرده‌اید.

 

منتخب خبرگان رهبری در تهران در بخشی از سخنانشان با اشاره به حدیث شریف امام جواد علیه السلام: "الثِّقَةُ باللّه ِ تعالى ثَمَنٌ لِکُلِ غالٍ ، وسُلَّمٌ إلى کُلِّ عالٍ" تاکید کردند: عزت، آبرو، موفقیت، همه چیز را خدا می دهد.

 

وی همچنین درباره علت ثبت نامشان در انتخابات ابراز داشت: اینکه برای شرکت در انتخابات بسیار تردید داشتم، به علت مطالبه جمعی از روحانیون انقلابی و شرایط حساس کشور، با استخاره به قرآن مصمم به حضور در صحنه شدم تا خون شهدا و زحمات امام راحل از بین نرود و بدون وابستگی به هیچ حزب و جریانی، تنها با هزینه بیست و پنج هزار تومان که برای تاکسی پرداخت کردم، مورد اقبال مردم قرار گرفتم و این نشان دهنده این است که اگر متکی به خدا باشیم او همه چیز را فراهم می کند.

 

گفتنی است جلسات ماهیانه طلاب و فضلای اردکانی مقیم قم با 31 سال سابقه، یکی از منسجم‌ترین و پر رونق‌ترین جلسات طلاب حوزه علمیه قم است که تاکنون از محضر علمای بسیاری بهره برده است. حضور پر رنگ و وحدت بخش طلاب جوان به همراه بزرگان روحانیون، یکی از برجسته ترین ویژگی‌های این جلسات می‌باشد.

منبع: خبرگزاری رسا






  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

حجت‌الاسلام دهستانی گفت: امروز از حوزه‌های علمیه که متولی فرهنگی هر شهر هستند، توقع است که امورات اجتماعی و فرهنگی شهر را رتق و فتق کند؛ اگر حوزه علمیه اهداف مبارک و مقدسی که از او انتظار می‌رود، نتواند با برنامه دقیق محقق کند، طبیعی است دیگران عرصه را به دست خواهند گرفت و با حضورشان، جا را برای روحانیت تنگ خواهند کرد.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، هم‌زمان با اعیاد شعبانیه حجت‌الاسلام دهستانی، نماینده طلاب و فضلای حوزه علمیه اردکان در مراسمی که با حضور فرماندار شهرستان اردکان در مجمع طلاب یزد برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت.

 

وی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در جمع مدیران و محققان جهاد دانشگاهی که فرموده بودند: «نباید گذاشت مراکز مهم علمی کشور گرفتار آسیب‌های ناشی از پیچ‌و‌خم‌های سیاسی و «چپ‌روی‌ها» و «راست‌روی‌ها»ی غلط عرصه سیاسی شود»، گفت: حجت الاسلام سعیدی، نائب رئیس مجمع نمایندگان حوزه علمیه قم در جمع طلاب اردکان به این امر اشاره داشت و فرموده بود که باید به جای گفتمان چپ و راست، گفتمان انقلابی و ضد انقلابی مطرح شود.

 

حجت‌الاسلام دهستانی خاطرنشان کرد: این سیاست، امروز در دستور کار مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم قرار دارد و اینجانب نیز به عنوان عضوی از اعضای این مجمع، موظفم این سیاست را اجرا نمایم و از همه افراد و جناح‌ها و سلایق مختلف سیاسی دعوت به همکاری می‌کنم؛ امیدوارم  با اتحاد، همدلی و همزبانی بتوانیم اهداف مقدس مجمع نمایندگان حوزه علمیه قم را تحقق بخشیم.

 

وی با تأکید بر این‌که عدم تعامل نتیجه‌ای جز دور شدن از اهداف انقلاب نخواهد داشت، گفت: مسئولین، متولی اجرایی شهر هستند و طلاب و روحانیت هم متولیان فرهنگی شهر؛ طلاب باید با تعامل هرچه بیشتر، برنامه و طرح‌های فرهنگی را به مسئولین ارائه بدهند و فرماندار و شورای شهر و شهردار نیز حمایت‌های مالی آن را قبول کنند.

 

نماینده طلاب و فضلای طلاب اردکان افزود: امروز از حوزه‌های علمیه که متولی فرهنگی هر شهر هستند، توقع است که امورات اجتماعی و فرهنگی شهر را رتق و فتق کند؛ اگر حوزه علمیه اهداف مبارک و مقدسی که از او انتظار می‌رود، نتواند با برنامه دقیق محقق کند، طبیعی است دیگران عرصه را به دست خواهند گرفت و با حضورشان، جا را برای روحانیت تنگ خواهند کرد.

 

وی ابراز داشت: ما با جمعی از نمایندگان محترم طلاب استان یزد برنامه‌ای را در دست تنظیم داریم تا عرصه‌های مورد انتظار را در قالب طرحی جامع و مشخص دنبال کنیم؛ این برنامه که در قالب «اساسنامه طلاب و فضلای شهرستان اردکان» است، بعد از بررسی و تأیید در مجمع طلاب استان یزد، برای تصویب نهایی به هیأت رئیسه مجمع نمایندگان ارسال خواهد شد.

 

 حجت‌الاسلام دهستانی ابراز داشت: هم‌زمان با بررسی و تأیید این طرح، جلسات متعددی با مسئولین شهر داشتیم و الحمدلله با روی باز استقبال کردند؛ ما خواستیم در اولین اقدام از مسئولین شهر دعوت کنیم و این تعامل را اعلام نماییم و انتظار داریم در مرحله عمل هم شاهد این تعامل باشیم.

 

 وی افزود: همین‌جا از همه گروه‌ها و نشست‌های عمومی طلاب و فضلای اردکان درخواست می‌کنم تا نشست‌های عمومی و گروهی خود را ذیل برنامه مورد نظر و با عنوان کمیسیون‌های مختلف فرهنگی، تبلیغی، پژوهشی و آموزشی سازماندهی کنند.

 

نماینده طلاب و فضلای شهرستان اردکان خاطر نشان کرد: جلسات مختلف طلاب باید بر اساس هدفی مشخص به گونه‌ای ساماندهی شود که اولا از کارهای موازی پرهیز شود و ثانیا کارهایی که تاکنون بر اساس سلایق فردی و شخصی روی زمین مانده و کسی متکفل آن نشده در دستور کار قرار گیرد و ثالثا با گردهم‌آیی این نوع فعالیت‌ها در چارچوب و هدفی مشخص به سازماندهی امور پرداخت.

 

وی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری که فرموده بودند باید در زمان کنونی از میان کارها، سخت ترین آن را انتخاب کرد، خاطر نشان کرد: ما حاضریم این سختی‌ها را به جان بخریم؛ بنابراین از طلاب محترم خواهشمند است جلسات خود را که صرفا یک جلسات عمومی بوده، به صورت تخصصی و در قالب موضوعاتی که در اساسنامه مندرج است تغییر دهند.

 

حجت‌الاسلام دهستانی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که وقت زیادی برای امورات طلاب صرف کرده‌ام، گفت: بنده تا کنون برای رتق و فتق امور طلاب، یک ریال از مسئولین دولتی نگرفتم. علمای بنام اردکان هم حمایت معنوی و هم کمک مالی کردند و ما این مبالغ را با سرکشی به طلاب به دست آن‌ها رساندیم.

 

گفتنی است، حسین اسماعیلی فرماندار شهرستان اردکان در این جلسه با اشاره به عامل وحدت در پیشبرد اهداف انقلاب گفت: به تعبیر امام خمینی(ره) وحدتِ بین اقشار مختلف مردم و همچنین بین روحانیت و دانشجوها باعث پیروزی انقلاب شد؛ همچنین این وحدت باعث شد که در جنگ به پیروزی برسیم، امیدواریم با همین وحدت بتوانیم مشکلات فرهنگی شهر و کشور را نیز برطرف کنیم.

 

فرماندار اردکان گفت: در عین حالی که ممکن است یک‌سری اختلاف سلیقه‌ها باشد، اما همه تحت لوای ولایت مطلقه فقیه و معتقد به آن هستیم، و ان شاء الله بتوانیم با این دیدِ منسجم و وحدت‌گرا و با سعی و تلاش، خیلی از مشکلات و مسائل را حل کنیم.

منبع: خبرگزاری رسا
  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

نماینده طلاب اردکان: شهدای مدافع حرم ادامه‌دهنده راه شهدای هشت سال دفاع مقدس

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

نماینده طلاب و فضلای شهرستان اردکان گفت: ممکن است شرایط جامعه به گونه‌ای باشد که آب و خاک یک کشور مورد تجاوز دشمن قرار گیرد، اما گاهی تهاجم دشمن سطح وسیعی را تحت پوشش قرار می‌دهد و می‌خواهد مبانی عقیدتی جریان حق را با تهاجم نظامی درهم شکند؛ شهدای مدافع حرم از این ویژگی برخوردارند که از مرزهای کشور خود عبور کردند و میدان وسیع‌تری را برگزیدند و إن شاءالله از پاداش بیشتری برخوردار خواهند شد.

حجت الاسلام دهستانی، نماینده مجمع طلاب و فضلای شهرستان اردکان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، درباره تبیین مقام شهدا گفت: در روایات ما کسی که در راه حفظ جان، مال و ناموس خود و جامعه کشته می‌شود، شهید می‌گویند؛ اما افرادی که در راه تشکیل حکومت اسلامی و استقرار آن به درجه رفیع شهادت نائل می‌شوند، با دیگر شهدا تفاوت زیادی دارند؛ زیرا این شهدا با خون خود باعث استقرار ارزش‌های دینی و دمیده شدن حیات معنوی در کالبد جامعه می‌شوند.

 

وی افزود: این‌ شهدا علاوه بر این‌که خود به کمال رسید‌اند، زمینه دستگیری افراد دیگر را نیز فراهم می‌کنند و جامعه را به تعالی سوق می‌دهند.

 

حجت‌الاسلام دهستانی، تفاوت درجه شهدا را به میزان تأثیرگذاری‌شان در جامعه عنوان کرد و افزود: ممکن است شرایط جامعه به گونه‌ای باشد که آب و خاک یک کشور مورد تجاوز دشمن قرار گیرد، اما گاهی تهاجم دشمن سطح وسیعی را زیر پوشش قرار می‌دهد و می‌خواهد مبانی عقیدتی جریان حق را با تهاجم نظامی درهم شکند.

 

وی افزود: در چنین شرایطی طبیعی است این نوع مبارزه، هم از لحاظ عقیدتی، هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ منطقه‌ای وسعت بیشتری را شامل می‌شود و شهدایی که در این مبارزه جان‌فشانی می‌کنند از وسعت اثرگذاری بیشتری برخوردار هستند و همین باعث می‌شود که درجات قرب و تعالی آن‌ها افزوده گردد.

 

نماینده مجمع طلاب و فضلای اردکان خاطرنشان کرد: شهدای مدافع حرم از این ویژگی برخوردارند که از مرزهای کشور خود عبور کردند و میدان وسیع‌تری را برگزیدند و إن شاءالله از پاداش بیشتری برخوردار خواهند شد.

 

وی اظهار داشت: گسترش وسعت مبارزه به دلیل گسترش انقلاب اسلامی و صدور مبانی اعتقادی و فکری این نظامِ مستحکم در منطقه و به تبع آن در جهان غرب است و غرب بر خلاف مبانی دموکراتیک خود مجبور شده است حملات نظامی به راه بیندازد و  به خوبی دریافته است اگر این روند ادامه یابد و دست انقلاب اسلامی باز بماند، منجر به حذف اندیشه‌های لیبرال دموکراسیِ غربی خواهد شد.

 

حجت‌الاسلام دهستانی افزود: باغ موزه دفاع مقدس با به صحنه‌کشیدن حوادث جنگ و نشان دادن آثار آن در جهان اسلام و غرب، بازدیدکنندگان را به این باور می‌رساند که خون شهدای مدافع حرم در دنیا مؤثر خواهد افتاد و بابی را که شهدای هشت سال دفاع مقدس در مسیر شهادت بازکردند را بیش از پیش ادامه خواهند داد.

 

گفتنی است، نماینده محترم طلاب و فضلای شهرستان اردکان به مناسبت عید سعید مبعث، جهت ترویج روحیه‌ شهادت‌طلبی، برای خانواده‌های طلاب اردوی زیارتیِ باغ موزه دفاع مقدس برگزار کرد؛ از دیگر برنامه‌های این اردو زیارت حضرت عبدالعظیم و مرقد مطهر امام راحل(ره) بود که مورد استقبال خانواده‌های طلاب قرار گرفت.

منبع: خبرگزاری رسا
  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی

فرماندار اردکان: خیلی از مشکلات فرهنگی با راهنماییِ روحانیت حل خواهد شد

سیدمجتبی رفیعی اردکانی | پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

فرماندار اردکان گفت: وظیفه ماست که هر موقع نماینده محترم طلاب از ما دعوت کرد، در جلسه حضور پیدا کنیم و ضمن گفت‌وگو از راهنمایی و نظرات روحانیون در امور فرهنگی، معنوی و دینی استفاده نماییم؛ چون خیلی از مشکلات فرهنگی با ارشاد و کمک و تعامل روحانیت مرتفع می‌شود؛ آن‌وقت است که راهمان هموارتر می‌شود و انشاءالله به مقصد می‌رسیم.

 

 

حسین اسماعیلی فرماندار محترم اردکان با حضور در جمع طلاب و فضلای اردکانی مقیم قم ضمن تبریک اعیاد شعبانیه، از این‌که در حضور علما و فضلا شهرستان اردکان به ویژه حضرت آیت‌الله محمدی رئیس دفتر امام خمینی(ره) حضور دارد، ابراز خوشحالی کرد.

 

وی همچنین در ابتدای این مراسم از حجت‌الاسلام علی دهستانی، نماینده محترم طلاب اردکان به خاطر برگزاری این جلسه و دعوت از فرماندار به این جلسه تشکر نمود.

 

حسین اسماعیلی ضمن احترام به مقام والای علمای شهر چون آیت‌الله خاتمی و آیت‌الله بهجتی، گفت: همچنین به مقام 420 شهید بزرگ و جاویدان شهرستان ارکان احترام می‌کنیم؛ کسانی که با ریختن خون خودشان این انقلاب را بیمه کردند؛ چه شهدایی که در راه پیروزی انقلاب با ایثار جانشان انقلاب را به پیروزی رساندند و چه شهدایی که با ایثار در هشت سال دفاع مقدس، انقلاب را بیمه کردند.

 

وی با تأکید بر این‌که «همچنان راه شهدا باز است»، خاطرنشان کرد: امروز موقعیت کشور ما در منطقه حساس است؛ متأسفانه به دلیل تفرقه‌ی جامعه اسلام، استکبار با استفاده از گروه‌های تکفیری به این اختلافات دامن می‌زند؛ اما خوشبختانه با لطف خدا و با تدابیر مقام معظم رهبری صحنه جنگ و دفاع از مرزهای اعتقادیِ ما فراتر از مرزهای خاکی ایران رفته و می‌بینید که بسیج و سپاه در کشورهای سوریه و عراق با خونشان نه تنها از انقلاب، بلکه از جهان اسلام دفاع می‌کنند.

 

اسماعیلی با اشاره به عامل وحدت در پیشبرد اهداف انقلاب گفت: به تعبیر امام(ره) وحدتِ بین اقشار مختلف مردم و همچنین بین روحانیت و دانشجوها باعث پیروزی انقلاب شد؛ همچنین این وحدت باعث شد که در جنگ به پیروزی برسیم، امیدواریم با همین وحدت بتوانیم مشکلات فرهنگی شهر و کشور را نیز برطرف کنیم.

 

وی افزود: مشکلات کشور به خصوص مسائل فرهنگی تنها با وحدتِ رویه حل خواهد شد و امیدواریم با استفاده از تجارب افراد مختلف مشکلات را حل کنیم.

 

فرماندار اردکان گفت: وظیفه ماست که هر موقع نماینده محترم طلاب از ما دعوت کرد، در جلسه حضور پیدا کنیم و ضمن گفت‌وگو از راهنمایی و نظرات روحانیون در امور فرهنگی، معنوی و دینی استفاده نماییم؛ چون خیلی از مشکلات فرهنگی با ارشاد و کمک و تعامل روحانیت مرتفع می‌شود؛ آن‌وقت است که راهمان هموارتر می‌شود و انشاءالله به مقصد می‌رسیم.

 

اسماعیلی با بیان این‌که مقصد ما چیزی نیست جز رسیدن به اهداف والای نظام، خاطرنشان کرد: ما اعتلای نظام را می‌خواهیم و می‌خواهیم یک جامعه متمدن دینی را تشکیل بدهیم؛ بنابراین نباید منفعل باشیم و باید از همه ظرفیت‌ها استفاده کنیم و سعی و تلاش نماییم تا ظرفیتِ به‌جود آمده را به فرصت تبدیل کنیم، نه این‌که برای ما چالش باشد؛ و این به دست نمی‌آید مگر با وحدت و انسجام.


وی با بیان این‌که اختلاف سلیقه نباید به ایجاد شکاف در جامعه بینجامد، ابراز داشت: باید شکافی را که وجود دارد از بین ببریم؛ چون همه در یک کشور واحد زندگی می‌کنیم و دین واحدی داریم. مملکت متعلق به چپ و راست نیست، بل‌که برای همه است و همه باید سعی کنیم از این گذرگاه پیروز بیرون بیاییم، و پیروزی به دست نمی‌آید مگر با تعامل و وحدت؛ چون اصلی‌ترین عامل برای رشد و توسعه همه جانبه کشور در عرصه‌های مختلف، چیزی نیست جز وحدت و اتفاق نظر.

 

فرماندار اردکان افزود: در عین حالی که ممکن است یک‌سری اختلاف سلیقه‌ها باشد، اما همه تحت لوای ولایت مطلقه فقیه و معتقد به آن هستیم، و انشاءالله بتوانیم با این دیدِ منسجم و وحدت‌گرا و با سعی و تلاش، خیلی از مشکلات و مسائل را حل کنیم.

 

وی در بخش دیگری از سخنانش ضمن بیان مشکلات مختلف فرهنگی شهر، از طلاب و روحانیون شهرستان خواست طرح‌ها و برنامه‌های خود را برا حل این مشکلات و معضلات فرهنگی ارائه بدهند.

 

در ادامه مراسم، فرماندار شهرستان اردکان به سؤالات حاضرین پاسخ گفت.


گفتنی است، نماینده طلاب و فضلای اردکان ضمن استقبال از سخنان فرماندار محترم شهرستان اردکان، آمادگی خود را برای تعامل در راستای سیاست‌گذاری فرهنگی طلاب و فضلا در امور کلان فرهنگی شهرستان اعلام نمود و ابراز امیدواری کرد در چند ماه آینده طرح‌های فرهنگی طلاب به مسئولین شهر به ویژه فرمانداری ارسال خواهد شد.

  • سیدمجتبی رفیعی اردکانی